مرتضى مطهري

198

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اينجاست كه نظريه يونگ و ويليام جيمز و الكسيس كارل و غير اينها پيدا مىشود . يونگ مىگويد : دين از روان ناخودآگاه ناشى مىشود ، ولى عناصرى كه روان ناخودآگاه را تشكيل مىدهد منحصر به عناصر مطرود از شعور ظاهر نيست ، قسمتى از روان ناخودآگاه است كه در همه مشترك است و طبيعتاً و فطرتاً در همه وجود دارد . ويليام جيمز مىگويد : هرقدر انگيزه و محرك ميلهاى ما از اين عالم طبيعت سرچشمه گرفته باشد ، غالب ميلها و آرزوهاى ما از عالم ماوراء طبيعت سرچشمه گرفته ، چرا كه غالب آنها با حسابهاى مادى و عقلانى ( 1 ) جور در نمىآيد ( 2 ) . ما بيشتر به آن عالم بستگى داريم تا به اين عالم محسوس و معقول . نيز او مىگويد : هر وضع و حالتى را كه مذهبى بناميم ، چيزى از وقار و سنگينى و وجد و لطف و محبت و ايثار همراه دارد . اگر خوشى به او روى دهد خنده هاى جلف و سبك از او ديده نمىشود و اگر غمى به او روى دهد ناله و ناسزا از آن شنيده نمىشود . آنچه من در آزمايشهاى خود اصرار دارم وقار و سنگينى است .

--> ( 1 ) . يعنى اينكه محور فعاليتهاى بشر را منافع مادى بدانيم . ( 2 ) . مثل شهادتها و فداكاريها و آن چيزهايى كه شيخالرئيس در اول نمط هشتم اشارات ذكر كرده است .